کــــــابل زمیـــــن


 

 

تپه مرنجان در جوارچمن حضوری و درچند صد متری ارگ ریاست جمهوری قراردارد. از اینکه مقبرة نادرشاه و تعدادی از شهدای حزب دیمورکراتیک خلق درین محل قرار داشته، بنام تپه نادرخان و تپه شهدا نیز مسمی است.

گفته میشود که در سالیان قبل از اسلام پادشاهی برکابل حکومت میکرد. این شاه صرف یک دختر زیبا داشت.

دربار شاه از متملقان درباری ، منجمان ، ستاره شناسان و یک جادوگر مملو بود. هر یک به نوبه خویش در خوش نگهداشتن شاه سعی و تلاش می ورزیدند. جادوگر دربارمرنجان نام داشت و این شخص در صدد بود تا یگانه دختر شاه را به نکاح خویش درآورد و ازین طریق خود را به سلطنت برساند. وی واقعا عاشق و دلباخته این دختر بود. او چند باری به طلبگاری دختر شاه حرف به زبان آورد ولی به دلیل چهرة زشت ووحشتناکی که داشت ، دختر شاه از ازدواج با وی امتناع می ورزید.

شاه خودش با این ازدواج موافقت داشت ، زیرا میدانست درغیر این صورت ممکن روزی از دست این جادوگر صدمه به بیند.

گویند روزی به شاه اطلاع دادند که در حدود 400 نفر از سپاه اسلام بر کابل در حال حمله هستند. آنها هزاران نفر از مردمان اطراف کابل را به قتل رسانیده و در صدد حمله بر شهربودند.

شاه ، مرنجان جادوگر را طلبید و از وی تقاضای کمک کرد. مرنجان بشرطی وعده کمک و همکاری داد که به تقاضایش مبنی برازدواج با شهزاده موافقت بعمل آید. شاه دخترش را واداشت تا به این ازدواج تن در دهد . دختر در اثر اسرار پدر و بمنظور رفع خطر نیز به این ازدواج تن در داد. مرنجان به هدفش رسید ووعده داد که بزودی در قلع و قم لشکر اسلام دست اندر کار خواهد شد.

گویند مرنجان جادوگر در صحنه جنگ رفت و مشت خاکی را برداشت و برسپاه اسلام پاشید و بدینوسیل تمام 400 نفر سپاهیان اسلام جابجا تلف شدند و آنها را آورده در زیر تپه خاکی دفن نمودند. این تپه بعدا بنام مرنجان مسمی شد.


کــــابل زمیــــن تمیــــم