کــــــابل زمیـــــن


 

           کاميابی 

   براي رسيدن به کاميابي و شکوفايي آرزوها …!

دوازده چيز را به موقع انجام دهيد:

1.      هر کاري را به موقع انجام دهيد… اين بهاي موفقيت شماست.

2.      به موقع بينديشيد .... اين سر چشمه توانايي شماست.

3.      به موقع بازي کنيد ... اين راز جوان ماندن است.

4.      به موقع مطالعه کنيد ... بنياد دانش براين نهاده شده است.

5.      به موقع عبادت کنيد ... بنياد تکريم خداوند بر اين است و هوس دنيا پرستي را از ذهن دور مي کند .

6.      دوستان خود را باور داشته باشيد و به موقع خودش به ديدارشان برويد ... اين سرچشمه شور و نشاط زندگاني است.

7.      به همه کس عشق بورزيد به موقع خودش ... اين آيين زندگي است.

8.      به موقع بياساييد ... اين روان شما را به ملکوت مي رساند.

9.      به موقع بخنديد ... اين نوايي است که زندگي را شيرين مي کند.

10.  زيبا بودن را خواستار باشيد ... هميشه و همه جا خواهيدش يافت.

11.  براي تندرستي هميشه بکوشيد ... اين گنجينه بي نظير زندگاني است.

12.  براي هر کاري از پيش انديشه کنيد ... اين راز بزرگي است که اگر به آن دست يابيد يازده مورد پيشين نيز آسان خواهد شد.

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهي بجز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد بي اميد
در وادي گناه و جنونم كشانده بود
رفتم ، كه داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشكهاي ديده زلب شستشو دهم
رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود
رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم
رفتم مگو ، مگو كه چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز ساز ما
از پرده خموشي و ظلمت ، چو نور صبح
بيرون فتاده بود به يكباره راز ما
رفتم ، كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم
در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم ، كه در سياهي يك گور بي نشان
فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگي
من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم
اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله آتش زمن مگير
ميخواستم كه شعله شوم سركشي كنم
مرغي شدم به كنج قفس بسته و اسير
روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش
در دامن سكوت بتلخي گريستم
نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم

(‌‌ فروغ فرخزاد )


کــــابل زمیــــن تمیــــم